الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
325
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
من خبر داده كه او آنها را دوست دارد و آنها على و سلمان و ابوذر و مقداد هستند » . « 1 » دربارهء عظمت مقام سلمان و شرح حال او كتابها و مقالات متعددى نوشته شده است و مورخان قديم و جديد او را به عظمت ستودهاند ؛ از جمله صاحب كتاب استيعاب از عايشه نقل مىكند كه پيغمبر اكرم شب هنگام با سلمان مجلسى داشت و گاه به قدرى طولانى مىشد كه خواب بر ما چيره مىشد . در اين مجلس چه مسائلى ميان رسول خدا و سلمان رد و بدل مىشد تنها خدا و رسولش مىدانند . در حالات او نوشتهاند كه هر چند در اصل از نسل شاهان قديم ايران بود ؛ ولى تنها خود را به اسلام و به رسول خدا منتسب مىدانست و مىگفت : خداوند بهوسيلهء محمد مرا آزاد كرد و بهوسيلهء او مقامم را بالا برد و بوسيلهء او بىنيازم ساخت . درود بر محمد و آل محمد ؛ حسب و نسب من همين است و بس . پيامبر هم با جملهء « سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ » اين سخن او را تأييد فرمود و لذا به او سلمان محمدى گفتند . نيز در حالات او آمده كه هر سال سهم او از بيتالمال پنج هزار درهم بود ؛ ولى همه آن را در راه خدا انفاق مىكرد و از دسترنج خود زندگى بسيار سادهاى را كه داشت اداره مىنمود و مىگفت : من دوست ندارم كه از غير دسترنج خود استفاده كنم ، چرا كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمود : « ما أكَلَ أحَدُكُمْ طَعاماً قَطُّ خَيْراً مِنْ عَمَلِ يَدِهِ ؛ هيچ كس از شما طعامى را بهتر از آنچه از دسترنجش به دست آمده هرگز نخورده است » . « 2 » البته در روايتى در كافى آمده است كه او به اندازهء نياز سال خود از آن بر
--> ( 1 ) . بحارالانوار ، ج 22 ، ص 391 ( 2 ) . فى ظلال نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 177